ابراهيم عاملي ( موثق )

225

تفسير عاملي ( فارسي )

فرازى مىكنند و هر آيتى بينند نمىگروند و اگر راه رستگارى بينند آن را راه خود ندانند ما دل آنان ز آيات خود بگردانيم [ و از پذيرش حقّ بدور داريم ] 145 چه ايشان گر بيراهه و راه بيدينى يابند دنبال آن روند از آن روى كه آيات ما دروغ شمردند و از آن بى خبر ماندند 146 و البتّه آنكسان كه آيات ما و رستاخيز دروغ شمردند آنچه كنند بيهوده شود چه مگر مىشود بجز آنچه كردند سزا بينند ؟ سخن مفسّرين : « وَأَتْمَمْناها بِعَشْرٍ » 139 فخر : چند احتمال است در اينكه از اوّل « أَرْبَعِينَ لَيْلَةً » گفته نشده است : 1 - درسى شب اوّل موسى بعبادت و رياضت بود و در ده شب آخر كامل شد و به او تورات دادند ، 2 - ابو مسلم اصفهانى گفته است : اوّل خود موسى به تنهائى در مناجات بود و پيش از ديگران بميقات رفت چنان كه در سوره ى « طه » گفته شده است « وَما أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يا مُوسى قالَ هُمْ أُولاءِ عَلى أَثَرِي » و پس از سى شب كه از كار ساحرى و گوساله پرستى آنها خبردار شد برگشت بسوى آنها ، و باز مرتبه ى دوّم براى ده شب بميقات رفت ، 3 - در سى شب اوّل موسى تنها بود و ده شب ديگر با منتخبين بنى اسرائيل بود ، كه وسيله ى تكامل موسى شد . « وَلَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا » 140 كشف نوشته : موسى آمد از خود بى خود گشته سر در سر خود گم كرده از جام قدس شراب محبّت نوش كرده و از بحار عشق موج « أَرِنِي » برخاسته ، بر محلهاى بنى اسرائيل ميگشت و كلمتها جمع ميكرد از پيغام و رسالت و مقاصد ايشان تا چون به حضرت شود سخنش دراز گردد : حرام دارم با ديگران سخن گفتن . « كجا حديث تو گويم سخن دراز كنم » . پس چون به حضرت مناجات رسيد مست شراب شوق گشت ، سوخته ى سماع كلام حقّ شد ، آن همه فراموش كرد ، نقد وقتش اين بر آمد كه « أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ » . « وَكَلَّمَه رَبُّه » 140 طبرى : يعنى خداى موسى با او بنجوى و راز سخن گفت ، مجمع : يعنى مستقيم و بيواسطه با او سخن گفت چنان كه با ديگر پيغمبران بوسيلهء ملك سخن ميگفت : در آيات ديگر گفته شده است كه از درخت با او سخن گفت : و